جعفر شهرى باف

21

طهران قديم ( فارسى )

وَ لا تَفَرَّقُوا ) عمل كردن على را خوش آمده ، نه رسول خدا را و نه خود خدا را ، الا آنكه دشمن و اجنبى از آن سود ببرد ؛ بهمانگونه كه آنان نيز در سه روز ضربت خوردن ، تا شهادت حضرت على ( ع ) و روزهائى قبل و بعد آن ، بمراتب بدتر و شنيع‌تر از رفتار و كردار و سخنان ما درباره على ( ع ) و بىحرمتى نسبت به وجود مقدس ايشان انجام ميدادند ! كه البته ايراد زشتى و شناعات اين اعمال بر عوام كلانعام آن زمان كه اكثريت را تشكيل ميدادند نبوده بلكه به حكم ( ديه بر عاقله است ) متوجه عقلا و فهما و علما و بزرگانشان بوده كه چگونه با علم به نتايج كار و اطلاع رفتار سنيان كه منشأ آن همين حركات بوده ، از آن ممانعت به عمل نياورده سكوت ميكرده ؟ ! مگر گفته شود نخواسته يا نتوانسته ، يا دست عدو در هدايت و جلوگيرى از ايشان قوىتر بوده است ؟ ! كه باشد نظر دوم صائب باشد كه نمىتوانسته‌اند ، از آنجا كه پس از گذشت بيش از پنجاه سال از آن زمان بسيارى چنان جهلشان ريشه‌دار از خون به خون و نطفه به نطفه بود كه چون در يكى از اين جشن‌ها كه مدرس قرآنمان عملشان تخطئه نمود ، عذرش خواسته متهم به بىدينى و دشمنى با علىاش كردند ، و امكان داشته سكوت فهما و علماى آنزمان هم به همين خاطر بوده كه تكفير و به انواع كفريات متهمشان نموده خود و رساله‌شان طرد بكنند ! كه بايد گفت امان از جهل و بىخردى كه هيچ فرد و جماعت و ملت ذليل نشد جز اين‌كه شعور از دست نهاد ، و شعور از كف نرود مگر قبول جهل و خرافات و تعصب و مهملات بشود ، همانا كه دشمن همهء همّ خود صرف و ترويج و رواج آن نموده و مىكند . مجالس زنانه زنها نيز مجالسى جداگانه داشتند كه شكلكهايى با بچه‌ها و زنها و اسلاف و اعقاب آنها كه نذر ميكردند از كهنه‌پاره‌ها ساخته ، لباس پوشانده ، بزك‌هاى تند